خرید بک لینک

دیشب دعوای بدی شد خیلی بد

منتظره شنبه ام و خبره اون اقا

امیدوارم ک حل شه

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 19:22

#کرونا

خدایا دیگه بااین منو امتحان نکنی یوقت!

حالا درسته درمقابل مشکلات مقاومم اما دیگه درمقابل این بیماری کسی جون سالم بدرنمیبره

خدایا لطفا عمادو هم خوب کن میترسم

چند روز گلو درد داره البته الان بهتره ،سرفه های خشک داشت ک باز الان بهتره اما میترسم شدید

خدایا بخیر بگذرون

خدایا دیگه طاقت این مشکلاتو نداریم ما ایرانیا

خدایا فقط خودت میتونی ختم بخیر کنی کمک کن

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 19:22

چند روزه در ب در دنبال ماسک و دستکش و محلول ضدعفونی کننده و الکل ۷۰٪هستیم ک از بین اینا متاسفانه محلول ضدعفونی گیرمون نیومد.مدام درحال شستن دست و روبوسی ممنوع و بیشتر سعی در خونه موندن داریم.من ک تعطی

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 19:22

دو سه هفته پیش بود ک مادرم گف بیا عزیز رو ببر دکتره استخون عزیزاستخوناش درد میکنه ،بااینکه داییم مجرده یه خاله هم دارم ولی من اومدم وقتمو گذاشتم بردمش دکتر دکتر ام ار ای داد ازمایش داد گف وضعیتش وخیم

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 19:22

اوضاع خیلی بده مادربزرگم حالش خوب نیساوضاع قروقاطیهاز بیمارستان دوروزه اوردیمش خونه حافظش خوبه ،اما گاهی قروقاطیه برای خودش حرف میزنهراه ک اصلا نمیتونه بره ،همونجا توجاش خوابیده غذامیخورد اما از دیروز

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 19:22

از یکشنبه ک مادربزرگم اونطوری شد بهم استرس وارد شد قفسه سینم سنگین شده و نفس کشیدن تاحدودی برام سختهدیروز رفتم دکتره قلب ،نوارقلب گرف تبمم چک کرد گف از استرسه اینجوری شدی گفتم نکنه کروناگرفته باشم رفت

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 19:22

ملت عشق و چشمهایش اینودوتا کتابو خریدم سه روز دوستم صفورا ک صمیمیترین دوستمه اومد خونمون موند،انقد حرف زدیمو چرتوپرت گفتیم وخندیدیم ک کلا حالوهوام عوض شد انقد ب خودمون الکل زدیمو شستیم ک پوست دستمون ر

برچسب: نویسنده: الینا یزدانی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 19:22

صفحه بندی